سيد محمد على ايازى

80

كافى پژوهى ( گزارش پايان نامه هاى مرتبط با كلينى و الكافى ) ( فارسى )

سزاوارتريم ، و اگر به سنّت رسول صلى الله عليه و آله گردن نهند ، ما بدان اولاتريم . « 1 » رواياتى كه در آنها آيات قرآن ، به نوعى ، مورد تبيين و تفسير واقع شده‌اند ، همگى از يك سنخ نيستند ؛ بلكه مىتوان آنها را به انواع مختلفى تقسيم كرد . كسانى آنها را به « روايات تفسيرى » و « روايات تأويلى » تقسيم كرده‌اند . برخى نيز بر اين دو عنوان ، نام « تفسير ظاهر » و « تفسير باطن » گذاشته‌اند . بعضى هم روايات تفسيرى را به « روايات بيانگر معنا » و « روايات بيانگر مصداق » تقسيم كرده‌اند . يكى از كسانى كه به تبيين انواع روايات پرداخته ، علّامه محمّد حسين طباطبايى است . از بيانات ايشان در لا به لاى بحث‌هاى روايى الميزان ، به دست مىآيد كه وى اين روايات را به سه دسته تقسيم مىكند : 1 . روايات تفسيرى در اصطلاح ، به رواياتى گفته مىشوند كه بيانگر تمام مراد خداوند متعال از آيات قرآن كريم باشند و صرفاً برخى از مصاديق و مراد قابل انطباق آيه را بيان نمىكنند . گاهى لفظى مجمل است و روايت ، مراد حقيقى آن را تبيين مىكند ، و يا گاهى لفظ آيه ، عام و مطلق است و روايات ، آن را تخصيص يا تقييد مىزنند . روايات تفسيرى ، در مقايسه با دو قسم ديگر ، بيشترين تعداد را در ميان روايات مأثور از اهل بيت عليهم السلام شامل مىشوند . « 2 » 2 . روايات جرى و انطباق احاديثى كه تمام مراد آيات را بيان نمىكنند ، بلكه يا به ذكر برخى از مصاديق

--> ( 1 ) . نهج البلاغة ، ص 123 ، خطبهء 125 . ( 2 ) . ر . ك : الميزان فى تفسير القرآن ، ج 19 ، ص 257 ؛ مبانى و روش‌هاى تفسيرى ، ص 308 و 309 و 312 .